السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
194
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
است . براى طرد اين نقص جوهرى نيازمند يك صورت نوعيه ، مانند آن كه آن چوب به صورت تنهء يك درخت يا ميز يا صندلى يا تخته يا يك چيز ديگر باشد ، هستيم تا به چوبها موجوديت بالفعل و متحصل بدهد . آن حقيقت را ما صورت نوعيه مىناميم و وجود آن را براى تحصل دادن به مادهاش لازم مىدانيم . پس ، صورت نوعيه علاوه بر آن كه با وجود خود ، عدم خود را طرد مىكند نقص جوهرى مادهء خود را نيز طرد مىكند . شباهت صورت نوعيه به اعراض از اين جهت هست كه هر دو وجود لغيره دارند ؛ أعراض براى جواهر و طارد نقص آنهايند ، صُوَر نوعيه هم براى ماده و طارد نقص آنهايند . نقطه مقابل وجود اعراض ، وجود انواع جوهرى مانند وجود انسان و فرس و بقر هست ، كه وجود اينها فقط عدم را از حريم ماهيت آنها طرد مىكند و بس ، كه ما اينها را وجودات لنفسه مىناميم . عَرَض از مراتب وجود جوهر است متن ويتبيّن بما مرّ أنّ وجود الأَعراض . . . المنطبعة غير مباينة لوجود موادّها . ترجمه از آنچه گذشت آشكار مىشود كه وجود اعراض از شئون وجودى جواهرى مىباشند كه موضوع آنهاست . همچنين وجود صور نوعيهء منطبعه ، مباينتى با وجود مواد خود ندارد . شرح در اينكه وجود اعراض جداى از وجود جواهر بوده ، دو وجود جداگانه هستند يا اين كه يك وجود بيش نيست لكن همان يك وجود ، بالذّات منسوب به جواهر بوده بالعرض منسوب به اعراض هست ، ميان مشهور حكماى قبل از صدرالمتألّهين و شخص ايشان اختلاف است . مشهور مىگويند : در خارج ، عَرَض و جوهر به دو وجود جداگانه يافت مىشوند ، لكن وجود عَرَض تابع وجود جوهر است و تركيب اين دو ، تركيب انضمامى است .